محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

244

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

اعتقاد به تقدير

--> - شريف مرتضى - ملقب به علم الهدى - در مورد اسمهايى كه مىتوانيم بر خداوند اطلاق كنيم ، و مقصود از آنها ، بسيار سخن گفته است او بر خلاف شيخ مفيد و معتزلىهاى بغداد ، خودش را به اسامى موجود در قرآن منحصر نكرده است . رجوع كنيد به « مجموعة فى فنون من علم الكلام » ( نسخه خطى ) ، انقاذ البشر من الجبر و القدر ، الى رسائل الشريف تصحيح احمد الحسينى : 106 . عقيده اهل سنت در مورد صفات خداوند با عقيده اماميه در اين خصوص متفاوت است . اهل سنت معتقدند كه صفات خداوند افزون بر ذات اوست و همچون ذاتش قديم است . برخى از آنها نيز معتقدند كه صفات خدا ، حادث است و قديم نيست . اشعرى در اين خصوص مىگويد : قائلين به صفات خداوند ، در قديم بودن يا حادث بودن اين صفات اختلاف‌نظر دارند ، عده‌اى مىگويند : صفات باريتعالى قديم است و گروه ديگر مىگويند : اگر بگوئيم كه خداوند بواسطه صفاتش قديم است ديگر نيازى نيست بگوييم صفات او قديم است . آنها مىگويند : نه مىگوييم اين صفات قديم است و نه مىگوييم حادث است . نگاه كنيد به مقالات الاسلاميين : 1 / 231 چاپ سال 1985 م . آمدى مىگويد : اهل حق معتقدند كه واجب الوجود ( خداوند ) متصف به صفاتى چون : عالم بودن ، قادر بودن ، حى بودن ، سميع و بصير بودن و متكلم بودن است ، كه همه اينها معانى وجودى ازلىاند كه با ذات خداوند يكى نيستند و افزون بر ذات اويند ، ولى فلاسفه و شيعه اين نظر را رد مىكنند . چنين كلامى در « الاعتقاد على مذهب السلف و اهل السنة و الجماعة » بيهقى ، و آثار نابلسى ، ابن تيميه و ديگران بسيار ذكر شده است . نگاه كنيد به « مذهب السلف و اهل السنة و الجماعة » بيهقى : 31 ، العقيدة الصحيحة فى اللّه امام حافظ نابلسى : 4 - 5 ، نقض المنطق : 148 ، التوحيد : 80 - 81 ، برهانى شبيه به اين برهان در كتاب « اللمع » اشعرى : 7 / 7 آمده است ، اوائل المقالات : 107 ، شرح الاصول الخمسة قاضى عبد الجبار : 301 .